راضی هستم.

یکشنبه 20 بهمن 1398 01:39 ق.ظ

توسـ♥ـط: (GαℓαxyGιɾl (αyℓαɾ

خوشحالم زمانی که از شدت ناراحتی اشک درون چشم هایم جمع شده بود پیام صوتی ای ضبط نکردم و برای دوستانم نفرستادم تا برچسب «جلب توجه گر» را به پیشانی ام بچسبانند. خوشحالم که درباره ی راز کوچکم به کسی چیزی نگفتم زیرا آنها هر حرفی که می خواهند درباره ی عزیز ترین اشخاص زندگی دیگران می زنند و این شدت بی شعوری آنها را ثابت می کند. مثلا... گاهی در رابطه با خانواده ی دوستم صحبت می کنند و می گویند که چطور بعضی از محدودیت ها را تحمل می کند و اگر جای او بودند یک دعوای حسابی با آنها می کردند و آنها را بابت بی اعتمادی نسبت به خودشان تنبیه می کردند. قبول دارم که شرایط سختی است ولی نکته قابل توجه آن است که این محدودیت ها روزی برکنار می شوند همان طور که مدتی است شرایط آسان تر شده و آن هم درکنار خانواده و دوستانش خوشحال است. همان طور که درباره ی روابطش با پدرش سخن می گوید و انگار همه چیز در حال بهبود یافتن است. نمی دانم چرا نمی خواهید از دخالت کردن در روابط دیگران دست بردارید و بند بی احترامی را از وجودتان پاره کنید. دخالت شما لزومی ندارد. خوشحالم هستم که سال بعد نیازی نیست از همان هوایی نفس بکشم که شما می کشید.



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 بهمن 1398 01:58 ق.ظ



]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic